قول داده بودم درمورد علت مخفی موندن قسمت اعظم سواستفادههای جنسی از کودکان خصوصاً در رابطه با قربانیان مذکر بنویسم. البته طبیعیه که چون تمام منابع مورد استفادهی من مقالات و سایتهای غیر ایرانی هستن، اطلاعات استخراج شده نمیتونه مستقیماً برای جامعهی ایرانی هم کاربرد داشته باشه. متاسفانه به علت کمکاری ایرانیها در زمینهی چنین تحقیقاتی، منبع مناسبی برای کسب اطلاعات درمورد سواستفادهی جنسی از کودکان توی ایران وجود نداره که این مسئله انجام تحقیقات مستقل و حتی تعمیم تطبیقی نتایج تحقیقات کشورهای دیگه رو هم مشکل میکنه. بااینحال هنوز هم میشه حدسهایی در این موارد زد:
1. قانون: یکی از مسایلی که باعث پنهانموندن موارد سواستفاده میشه، قوانین جزایی مملکته. بزرگترین مشکل پروندههای سواستفادهی اینچنینی، کودک بودن شاکیان اونهاست. و تصمیم گرفتن در این مورد که ادعای کسی که هنوز به سن قانونی نرسیده چقدر میتونه معتبر باشه، کار سادهای نیست. راهکاری که برای این مسئله توی آمریکا و استرالیا درنظرگرفتهشده، اینه که یکی از نزدیکان کودک مثلاً والدین، معلم، روانشناس، پزشک یا مددکار اجتماعیای که با او در تماسه، موظفه که نقش شاکی پرونده رو بر عهده بگیره. این راهحل درمواردی که متجاوز یه غریبه باشه معمولاً جواب میده اما اگه خود والدین توی سواستفاده دخالت داشته باشن، معمولاً قضیه پیچیده میشه. دراینصورت اولین کسی که از بروز چنین حادثهای باخبر میشه، باید درمورد گزارش دادن یا ندادن تصمیم بگیره. حالا فرض کنید این فرد حرف کودک رو هم باور کنه و تمام دردسرهای قرارگرفتن در جایگاه شاکی رو هم بپذیره. اماهمونطور که میدونین، توی کشوری مثل آمریکا مجازات تهمت زدن به آدمها خیلی سنگینه و اگه در مواردی مسئلهی سواستفاده اثبات نشه، ممکنه بدجوری زندگی فرد شاکی زیرورو بشه (طبق تحقیقات انجام شده، از بین موارد گزارش شدهی سواستفاده بین سالهای 1996 تا 2000 در آمریکا، تنها یک پنجم پروندهها با دستگیری فرد متجاوزبه سرانجام رسیدن، نزدیک به شصتودو درصد موارد با کمبود مدرک مواجه شدن و شونزده درصد موارد هم بهعنوان شکایت نادرست شناسایی شدن). کاری که دولت آمریکا برای مقابله با این معضل انجام داد، تغییر قوانین تهمت درمورد شاکیان پروندههای کودکان بود (که به قانون good faith مشهوره). از اونطرف برای جلوگیری از سهلانگاری در گزارشدادن موارد سواستفاده، مجازاتهایی برای افرادی که با وجود اطلاع از چنین مسئلهای در گزارش دادن اون کوتاهی کردن هم وضع شد. برای اینکه شرایط بازجویی و این پروسههای بعضاً ناراحت کنندهی کشف مجرم هم برای قربانیان آسونتر بشه، تسهیلات ویژهای براشون درنظر گرفته شد.
مسئلهی دیگه در مورد قوانین سواستفاده از کودکان، گنگ بودن اونهاست. در تحقیقی که در سال 1990 توسط A.W. McEvoy انجام شد، مشخص شد که ابهام و پیچیدگی اکثر قوانین مربوط به سواستفاده، همونقدر که دست دادستان پروندهها رو برای زیرسوال بردن عمل خاطیان باز میذاره، قدرت دفاعی وکلا رو هم بالا میبره.
متاسفانه توی ایران کوتاهی سیستم قانونگذاری نقش خیلی بزرگی توی بغرنج شدن مسئلهی سواستفاده از کودکان بازی میکنه. توی مملکتی که هنوز سن تکلیف شرعی معیار سنجش بلوغ فکری و جسمی کودکان قرار میگیره و اختیار تام پدر پایهی قضاوت در تمام موارد این چنینی، جایی که تعریف عرفی سواستفادهی جنسی به تجاوز کامل محدود میشه و از نظر قانونی هم برای اثباتش مدرک پزشکی قانونی لازمه، توی کشوری که بهعنوان یکی از آخرین ملحقشدگان به کنوانسیون جهانی حقوق کودک، افتخار این رو داشته که حرف زدن از قوانین کودک و دادگاه کودکان رو تبدیل به جوک بکنه، طبیعیه که بسیاری از پروندهها بخاطر عدم وجود مدرک کافی به بنبست برسن و اونهایی هم که نتیجه میدن، با یه حکم اعدام و سنگسار عجیب برای قربانی ماجرا فیصله پیدا کنن. در این مورد چیزی نمیشه گفت جز اینکه حالا حالاها کار داره تا بتونیم از مقام شامخ یکی از بزرگترین پایمالکنندگان حقوق کودکان صرفنظر کنیم. و سیستم قضاییمون داره این وسط نقش گندهای ایفا میکنه.
2. ترس: بدیهیه که ترس از هم پاشیدن بنیان خانواده، خصوصاً درمواردی که قربانی به خونوادهی فرد متجاوز تعلق داره یا بهش نزدیکه، میتونه یکی از دلایل عمدهی سکوت قربانیان باشه. با توجه به آمار بالای تجاوزات خونوادگی هم که قبلاً بهش اشاره کردم، این مسئله اصلاً غیرمحتمل نیست. توجه کنید که زندانی شدن یا اعدام فرد متجاوز در شرایطی که تنها قیم قربانی باشه، بیسرپناهی قربانی رو به دنبال خواهد داشت (خود من با چنین موردی آشنا بودم) و توی اجتماعی که کمترین حمایت از کودکان بیسرپرست انجام میشه، طبیعیه که شاهد سکوت اونها دربرابر سواستفادهها باشیم.
نوع دیگهای از ترس، به واکنشی برمیگرده که دیگران در برابر این مسئله خواهند داشت. طبق تحقیقی که توی سال 2002 توی سنگاپور انجام شد، پسرها بیشتر از دخترها تحتتاثیر ترس از واکنش منفی قرار میگیرن (33 درصد در برابر 4 درصد). منظور از واکنش منفی هم توی این تحقیق این هست که پسرانی که سواستفاده رو به دیگران گزارش دادن، مورد تحقیر و سرزنش اونها قرار گرفتن و درمواردی سواستفاده از طرف همون شخص شنونده ادامه پیدا کرده بود. علت این امر هم اینطور بیان شده که دختران بخاطر ناتوانی جسمانیشون خیلی راحتتر بهعنوان قربانیان سواستفاده پذیرفته میشن تا پسرها. ترس از گزارش کردن خصوصاً در مواردی که متجاوز مرد باشه و جو سنتی جامعه هم مسئلهای مثل همجنسخواهی رو بهشدت تقبیح کنه، درقربانیان مذکر تشدید میشه.
طبیعیه که باز هم شرایط برای میهن اسلامی خیلی متفاوته. همهگیر بودن اعتقاد به مقصردونستن دخترها در مورد سواستفاده قرارگرفتن و مجازاتهای سنگینی که افراد خونواده برای قربانی درنظر میگیرن، از قتلهای ناموسی گرفته تا طرد شدن کامل یا زندانی شدن توی محیط خونه، دخترها رو هم ازنظر سکوت در برابر سواستفاده در جایگاهی نزدیک پسرها قرار میده. و همین مسئله درمواردی باعث میشه جریان سواستفاده تا مدتها ادامه پیدا کنه.
3. سوتفاهم!: نمیدونم داستان اون پسربچهی ده سالهی آمریکایی رو شنیدین که معلم سی و چند سالهش بهش تجاوز کرد؟ این زن بعد از اینکه سیزده سال رو به جرم تجاوز توی زندان گذروند، بهمحض آزادی با تقاضای ازدواج قربانیش که حالا یه مرد جوون بیستوسه ساله بود مواجه شد! متاسفانه خیلی از پسربچهها، خصوصاً اونها که در حالت ناآگاهی از لذت جنسی (در سالهای دور از بلوغ) مورد سواستفاده قرار میگیرن، از درک این مسئله که این سواستفاده حالت اجباری و ناخواسته براشون داشته عاجزن. مکانیزم بدن زنها به علت وجود احتمال حاملگی، طوریه که حین قرار گرفتن در موقعیت تجاوز یا هر سواستفادهی دیگهای، کاملاً حالت تدافعی به خودش میگیره و باعث میشه قربانی هیچنوع لذت جسمانی رو از فرآیند سواستفاده تجربه نکنه. اما درمورد قربانیان مذکر، خصوصاً درمواردی که متجاوز یه زن باشه، اگه جسم قربانی کوچکترین رفلکس جنسی از خودش نشون بده، معمولاً به ایجاد این توهم که تجاوزی درکار نبوده کمک میکنه و احساس گناه از درگیرشدن در یه رابطهی جنسی ممنوع، تنها پیامدیه که برای قربانی بههمراه خواهد داشت. تحقیقی که درسال 1997 توی سیدنی انجام شد، نشون داد که تعداد مردانی که به سوال «آیا در کودکی مورد سواستفادهی جنسی قرار گرفتهاید» جواب مثبت دادن، کمتر از مردانی بود که به سوال «آیا قبل از رسیدن به سن قانونی تجربهی جنسی داشتهاید» پاسخ مثبت دادن. متاسفانه تاثیر منفی چنین سواستفادههایی روی مردانی که جنبهی اجباری تجاوز رو انکار میکنن و چیزی رو به اطرافیانشون گزارش نمیدن، نه تنها خودشون رو تحت فشار زیادی میذاره، بلکه ممکنه زندگی خیلیهای دیگه رو هم تحت تاثیر قراربده و بهعلت سکوت فرد قربانی هیچوقت درست ریشهیابی نشه. درمورد تاثیراتی که سواستفادهی جنسی روی زندگی قربانیان میذاره بعداً بیشتر حرف میزنم.
4. ناآگاهی: فرض کنیم در یه فضای کاملاً مناسب که خطر سرزنش و تنبیه هم برای فرد قربانی وجود نداره و قوانین هم نهایت حمایت رو از کودک مورد سواستفاده قرار گرفته و شاکی پرونده بهعمل میارن، یه بچه مورد سواستفادهای رو به یکی از اطرافیانش گزارش بده. چقدر احتمال داره که این فرد با شناختی که از موارد مختلف سواستفاده داره، بتونه تصمیم درستی در این مورد بگیره؟ تحقیقی که در سال 2002 توی سنگاپور انجام شد، نشون داد که خیلی از افرادی که در تماس مداوم با بچهها هستن و در بسیاری از موارد مجبور به مدیریت کردن چنین مسایلی میشن (مثلاً معلمهای مدارس کودکان استثنایی و مددکاران اجتماعی)، از عقاید و باورهای غلط زیادی درمورد این مسایل رنج میبرن. فقط فکر کنید مسئله توی کشور ایران با این سیستم بستهی آموزشی و چنین فرهنگ سنتگرا و مذهبیای چه بعدی پیدا میکنه.